Photos from (@sanam_nafe)

 @sanam_nafe on Instagram photo May 13
26

#hakanhatipoğlu #survivor هاکان یکی از معروف ترین و محبوبترین مجریان ترکیه است . کسانی که سروایور رو می دیدن هاکان ،یادشونه . سوروایور یک مسابقه ی مقاومتی بود به معنی باز مانده . توی این مسابقه آدمها خودشون رو توی شرایط گرسنگی و تشنگی محک می زدن . هاکان یکی از قهرمانان این مبارزه با نفس محسوب می شد .الان هم هر روز به مدت چهار ساعت برنامه زنده اجرا می کنه که برنامه ش بالاترین ریتینگو داره .این دوس

 @sanam_nafe on Instagram photo May 12
67

😊 چه فرق داشت ماجرا،اگر که آنچنان نبود؟ تو بودی و سکوت من،کسی میانِمان نبود چه فرق داشت سرنوشت،اگر غمی نداشتیم نشانه های یأس در نگاهِ آسمان نبود از ابتدای داستان مرا دوباره خلق کن پرىِ دلشکسته ای که چهره اش جوان نبود غرورِ نحسِ ساحره که از نگاهِ آینه قشنگ تر از او کسی هنوز در جهان نبود چه فرق داشت اینچین نمی گذشت عمرِ ما دقیقه های ناب در اسارتِ زمان نبود نگاه کن که شعرها،تو را بهانه کرده

 @sanam_nafe on Instagram photo May 10
58

😑📖 به دقّت خوانده ام دفترچه های روی میزت را نشستم بوکشیدم بازهم عطرِ غلیظت را نشستم منتظر شاید که برگردی به این خانه لبم درمان کند با بوسه ها ذهنِ مریضت را تو را آنقْدر می خواهم که تنها بودن خود را درآغوشت بکش معشوقه ی مردم گریزت را تو ای محجوبِ غمگین، سر به زیر ،ای عصمت تنها ! بدوز امشب به روحِ لُخت من چشمانِ هیزت را پناهت می دهم در سرزمینی دور از کنعان که تعبیری اهورایی کنی خواب عزیزت را تو

 @sanam_nafe on Instagram photo May 9
53

🍵😎👔🎩👕 یخ بسته ام اما درونم شعر می جوشد از سینه ی خشکم کسی اندوه می دوشد در چشم من امشب چرا هرکس شبیه توست هر کس که عینک می زند، مردانه می پوشد هر کس که خلوت کرده با عطر اقاقی ها هر کس که چایش را بدون قند می نوشد دیوانه ای زنجیر بسته در وجودم هست اما به حفظ ظاهری بیهوده می کوشد بیگانه ام با ازدحام و تا ابد تنهام جز وهم تو دیگر کسی با من نمی جوشد صنم نافع دکلمه در کانال پنجشنبه از ساعت سه ال

 @sanam_nafe on Instagram photo May 8
38

#امروز_انتشارات_شانی تو را آنقدر می خواهم که تنها بودن خود را در آغوشت بکش معشوقه ی مردم گریزت را صنم نافع مرسی که شاعر مردم گریزتان را تنها نمی گذارید . امروز بیش از حد شرمنده لطف دوستان شدم . استقبال بیش از انتظارم بود. چه خوب است که اهالی مطالعه علیرغم انتقال نمایشگاه به نا کجا آباد، باز از فرهنگ مقدس کتاب خوانی حمایت می کنند. به امید خدا پنجشنبه از ساعت سه الی پنج در غرفه شانی هستم . @na

 @sanam_nafe on Instagram photo May 6
34

روز دوشنبه هجدهم اردیبهشت نود و شش از ساعت چهارده تا ساعات پایانی نمایشگاه با دو کتاب#رفته_ام_از_خویش و#کشتی_خاموش و احتمالا#بی_بهانه ،مهمان غرفه شانی هستم . بی شک دیدار با تمام کسانی که طی این سالها به من انگیزه و جسارت نوشتن دادند ،انرژی مضاعف به من خواهد بخشید. مسیج ها و صحبت های دوستانی که سراغ کتاب ما اگر انتخاب می کردیم را گرفتند ،حاکی از این است که مسئولین و اعضای محترم پشت پرده ی انتشارا

 @sanam_nafe on Instagram photo May 5
32

#حامد_ابراهیم_پور باران به روی پنجره هاشور می زند باران گرفته است و دلم شور می زند در حسرت نوشتن یک شعر تازه ام بگذار تا به حرف بیاید جنازه ام از خواب های یخ زده بیرون بکش مرا از این تن ملخ زده بیرون بکش مرا درخاک ،تکه های تنم را نشان بده با خود مرا ببر، وطنم را نشان بده نگذار راه آمدنم را عوض کنند نگذار نقشه ها وطنم را عوض کنند نگذار تا اسیر شوم زیر پیله ام بی آبرو شوند زنان قبیله ام نگذا

 @sanam_nafe on Instagram photo May 5
37

#دلنوشته جبر را به اختیار، پذیرفتم. زندگی در میان جمعیتی سرگردان، که حیات خود را در گروی نابودی دیگری می بینند.مردمی که حتی مرگ دیگری را بر نمی تابند که مبادا، حریف دیروز جاودانه شود.. آدم از زمانی که به دنیا می آید سودای بزرگ شدن در سرش است ، بزرگ که می شود می خواهد از دیگران بزرگ تر شود... حتی حیات و آزادی اش را به خطر می اندازد اگر یقین داشته باشد که بزرگ می شود. آه چه رنج عظیمیست زنده ماندن د

 @sanam_nafe on Instagram photo May 4
15

🌹#ارسال_از_نمایشگاه_کتاب شعر زیبا ترین اتفاق زندگی من است و من خوشبخت ترین شاعر جهانم که به کم اما حقیقی دلخوشم ... بعضی از دوستان که به واسطه ی همین شعر بی مرز دوستت دارند آدمی همچو مرا در برزخ شادی و شرمندگی رها می کنند مثلا این همه راه می روند تا نمایشگاه شهر آفتاب و سراغ این کمترین را می گیرند . وقتی هم که می بینند نیستم خودشان دسته گل به این زیبایی که برای من به ارزش تمام باغهای رویایی جهان ا

 @sanam_nafe on Instagram photo April 30
0

سخت است از سرشت ابر های باران زا بودن! ابر که باشی ناگزیری دریا را در خود حبس و خشکی را سیراب کنی . نگاهت که می افتد به مسیر طی شده، از این همه افراط در تسلیم خویش به هستی دردت می گیرد. من سرزمین های زیادی را پیموده ام که حالا از یاد آوری شان دلم می گیرد! نمونه اش دانشگاهی است که در آن درس خواندم : علامه طباطبایی ... بر تاریخش که می باریدم حس می کردم خوشبخت ترین ابر آسمانم که حیات می آفریند ، دور

 @sanam_nafe on Instagram photo April 30
0

💉💊 .چند لحظه مانده تا پایانِ این کابوس ها تا رهایی در دلِ آشوبِ اقیانوس ها رد شدن از مرزهایِ شک به سمتِ کفرِ محض رستن از زنجیرهایِ کهنه یِ قاموس ها رستن از هر فصل در تاریخِ سلّاخی شدن جان سپردن زیرِ پاهایِ مغول ها،روس ها لذّت مردن درونِ بند بندِ جسمِ من پس گرفتن،خویش را ازدستِ بی ناموس ها زندگی! بدرود وقت صرفِ شام آخرست شرّشان کم از سرت افسرده ها،مأیوس ها موسمِ کوچیدنِ ارواحِ سرگردان رسید

 @sanam_nafe on Instagram photo April 29
4

حال محکوم به اعدامی را دارم که حلق آویز، در انتظار است تا کسی شجاعانه به صندلی بزند.... دردآور تر است از تمام شدن ! سر درگریبان میان آسمان و زمین نیمه جان تاب خوردن... تصویر مبهمی از عشق ها و نفرتها که پشت سر دست تکان می دهند... وحشت از فراموش شدنی به سرعت چهل شبانه روز و عذاب از بر جای گذاشتن زخمی ابدی بر روح دوستداران.... تمام که شود این آشوب ها .... با ولعی وصف نشدنی خواب را می نوشم ، سلول به

 @sanam_nafe on Instagram photo April 29
0

به #سحر_عبادی_پور مهربان و صبور؛ لابد از احوالم به تو آمار دادند گفتند نزدیکش نشو،هشدار دادند حتماً شنیدی زخمهای من عمیق است مردانِ بسیاری مرا آزار دادند ! وقتی صدای ربنّا در آسمان ریخت وقتی که در بن بستمان افطار دادند: خون در سرم یخ زد، قبول افتاد دردم هی گریه کردم، هی به من سیگار دادند انگار دستانت گلویم را گرفتند افکار منفی دست روحم کار دادند رفتی و پشت کوچه ها انگار خالی ست گلهای پیچک

 @sanam_nafe on Instagram photo April 29
18

🌊🌈 صبح بارانی ات بخیر، آقا! پُشت پا خورده ی سحرخیزم ! پا شو از پنجره ببین امسال به چه روزی نشسته پاییزم نان و چای و سکوت آماده ست گوشِ من هم به توست،راحت باش غم پرستم خودت که می دانی عاشق قصّه ی غم انگیزم از چه مرزی گذشته کابوسَت از چه راهی رسیده تا رؤیا من چه حالی شدم که بی پروا روبه رویِ تو اشک می ریزم بعدِ ساحل، به خانه ات برگرد پشت کن هی به زندگیِ خودت تا در آن لحظه که حواست نیست

 @sanam_nafe on Instagram photo April 28
48

#باز_نویسی_شعری_قدیمی نیمه شب که هوا دلش می ریخت پای تختم کسی دعا می کرد سایه ات روی لحظه می افتاد یک نفر هم تو را صدا می کرد! یک نفر که شبیهِ من حساس ... یک نفر که شبیهِ من مغرور ... یک نفر با تمام خصلتهام یک نفر با تمام دردم جور قصه ی من شبیه او تلخ است گر چه از او همیشه کم گفتی طفلکی گریه کرد، تا دیشب اشتباهی به او «صنم»گفتی اشتباهی گرفتی اش با من بغل خود گرفته، بوسیدی عکس چشمان خسته

 @sanam_nafe on Instagram photo April 28
45

#همین_شعر_سبب_نزدیکی_مان_شد تقدیم به عشرت ملکی درد دارد همیشه دل کندن، درد دارد تمام پایان ها گم شدن در مسیر تنهایی،گریه کردن به حال باران ها عشق با روح من گلاویزست، شهر تا بی نهایت افسرده من چه کردم که باید اینگونه، له شوم از هجوم تاوان ها آه ای سرگذشت غمگینم، آه ای انتهای رویاها زخمهایی زدی که می ترسم، از تو و از تمام انسانها از دل خاطرات وهم آلود، نکند که دوباره برگردی اتفاقی ببینمت ی

 @sanam_nafe on Instagram photo April 27
25

#قبل_و_بعد_از_حادثه_ی_دلخراش_سقوط کسی در خواب می افتد همیشه از بلندی ها و می لرزد دلش در سینه مثل بچه آهوها همان که می شمارد از خطوط چهره اش غم را هووهای حسودش را هم از روی النگو ها از آن روزی که رفتی خانه ام ساکت تر از قبل است کسی در من خودش را حبس کرده کُنج پستو ها #برشی_از_غزل صنم نافع #سقوط_من_در_خودمه #هنوز_درد_دارم

 @sanam_nafe on Instagram photo April 26
36

‍ #از_مهتاب_یغما ﺑﻪ ﺗﻨﻢ ﮐﻢ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﻋﻄﺮ ﺗﻨﺶ ﻣﯽ ﮔﺮﯾﻢ ﯾﮏ ﺩﻝ ﺳﯿﺮ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺷﺪﻧﺶ ﻣﯽ ﮔﺮﯾﻢ ... . ﺑﻌﺪ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺷﺪﻧﻢ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﻡ ﺑﻪ " ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺩﻝ ﺑﮑﻨﻢ " ﻣﯽ ﺧﻨﺪم ﺁﻩ ﺑﺮﺧﯿﺰ ﺍﺯﯾﻦ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺰﻧﯿﻢ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺗﻮﯼ ﺳﺮ ﻟﯿﻠﯽ ﻭ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺑﺰﻧﯿﻢ .ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻨﺸﯿﻨﻢ ﻭ ﺑﻪ ﻏﻢ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﻢ ﺑﻪ ﺟﺪﺍ ﺑﻮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﺗﻦ ﻫﻢ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﻢ .ﺑﻪ ﺑﻐﻞ ﮐﺮﺩﻥ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﺎﻥ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻥ ﺣﺎﻝ ﺗﻤﺎﺷﺎﯾﯽ ﻣﺎﻥ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ .ﺑﻪ ﻏﻢ ﮐﺎﺵ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﺪ ﺑﻪ ﻋﻘﺐ ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺮﻭ

 @sanam_nafe on Instagram photo April 25
61

مرگ از همه سو ما را احاطه کرده است و نمی بایست باعث تعجبان شود. همین که آدمی نگریستن را آغاز می کند مرگ را در کار می بیند. رومن رولان- جان شیفته دست در دست دوستان در شاد ترین لحظه ها بودم و بی آنکه پشت سرم را نگاه کنم به امید پله، یک قدم عقب گذاشتم. ناگهان زیر پایم خالی شد. درست مثل زیر پا خالی شدن های توی خواب. همین که از ارتفاع پرت می شدم نازنین را هم کشیدم و نازنین هم همین که پرت می شد صبا را ک

 @sanam_nafe on Instagram photo April 25
59

#کاشان_سرای_عامری_ها توی این مدت کسی از حال و روز من نگفت؟ از کسی که انتهای داستان از دست رفت مبداء تاریخ رویایش خیالات تو بود پا به پایت تا به وحشت های سال شصت رفت فکر می کردی که عشق و عاشقی در فیلم هاست توی ذهنت هم نمی گنجید این تصویر ها دست من را می گرفتی لا به لای جمعیت از خیابان می گذشتیم از میان تیرها هیچ از ذهنت گذشتم؟ خواب من را دیده ای ؟ ناگهان فریاد کردی بی صدا تاریخ را رفته ای

 @sanam_nafe on Instagram photo April 24
33

🍎 بند می آمد نفس هایم هوا مرطوب بود صورتم آرام آرام و دلم آشوب بود وحشیانه شب بغل می کرد رویای مرا عطر خوبی داشت، بوی خاک خیس و چوب بود شعر را پس می زدم ،شاید نسوزد زخمها زیر بارانْ کار من همواره این سرکوب بود! یک نفر در من به پاهای خدا افتاده بود یک نفر در انتظار اتفاقی خوب بود از تو آتش می گرفتم در خودت می ریختی زندگی شمع با پروانه نامطلوب بود معجزه دیگر نخواهد شد؛مسیحای زمان از همان روزی

 @sanam_nafe on Instagram photo April 14
21

#غزل_جدید_سوغات_حال_طوفانی محبوب من دلمرده بود انگار رویایی نداشت بی حال می بوسیدمش ،این عشق فردایی نداشت سلولهای سرد را ،در اختیارم می گذاشت هر ذره ام در بند غم ،از ظلم پروایی نداشت انگور می چیدم از او،بی وقفه می نوشیدمش وقف خیالش می شدم، وقتی تنش نایی نداشت آزارهایش دلنشين، ماندن کنارش امن بود در انزوای کوچکش،جز من کسی جایی نداشت وقتی قناری تر شدم ، قفل قفس را باز کرد تا جلد دستانش شدم، پ

 @sanam_nafe on Instagram photo April 14
23

دیروز،خانه ترانه،مراسم بزرگداشت افشین یداللهی عزیز برای من به هزاران دلیل روز غم انگیزی بود...عکسها را که می دیدم اضطراب و اندوه، خودم را بیش از هر کسی آزار می داد. دیروز مدام با خود زمزمه می کردم ای کاش تا زنده هستیم،پاسمان بدارند و آزارمان ندهند، ای کاش تا این حد چندش آور و حقیر نباشیم ... به هر حال عکاسان عزیزی که تصویر مرا هم در این لحظات خفه کننده ثبت کردند کم نبودند...دیروز کلی گریه کردم ام

 @sanam_nafe on Instagram photo April 14
16

🍎 گفته بودند از مسیر خانه ام رد می شوی رنگ بر رخسار غمگین خیالاتم نبود تند می زد قلبم و دنیا به آخر می رسید مخفیانه عشق ورزیدن؟ نه! در ذاتم نبود گفته بودند از قماش خشکسالی نیستی با نفسهایت حیاط خانه جان خواهد گرفت در دعا پیچیده اند ت ، می رسی و آسمان تا ابد بوی گلاب و زعفران خواهد گرفت چند روزی می شود بد جور حست می کنم دوست دارم شب نشینی های پشت بام را می شمارم آرزو ها را به سمت آسمان می

 @sanam_nafe on Instagram photo April 13
62

#پی_نوشت_را_حتما_بخوانید بارها خود را گرفتار توهم کرده ام خواستم با تو بیایم راه را گم کرده ام بارها تصویر آرامش در اقیانوس را با غزلهایم شکستم پر تلاطم کرده ام لای تور و پولک و فواره ها رقصیده ام با تو خود را نو عروس شب تجسم کرده ام مادرم حق دارد از یک قطره شیرش نگذرد درد او را سوژه ی لبخند مردم کرده ام دیگر از خود خسته ام،بیزارم از این روزها آنقدر این روزها بر خود ترحم کرده ام من که آدم

 @sanam_nafe on Instagram photo April 10
24

خواهرانه ای شاعرانه 🍰🍵 بعد از چند ماه دوری دیدار با ماریا و سحر و نسرین چه خوشمزه بود . طی یک برنامه ریزی زنانه ی زنانه ...تاااا می تونستم چایی نوشیدم و کیک خوردم و حرف زدم .... در ضمن راه رفتن توی مرکز شهر و خرید از دست فروشا یه صفایییی داره که من با دنیا عوضش نمی کنم .😀

 @sanam_nafe on Instagram photo April 8
42

🍎 حالا که به در گاه خدا پام رسیده ست یک قصه ی غمناک به اتمام رسیده ست با بوسه نفسهای مرا بند بیاور لبهام به لبهات، سر انجام رسیده ست دریا زده ام حالِ مرا خوب بغل کن امشب خبرم تا ته آرام رسیده ست ساقی شو و پُرکن که پُرم مست ترم کن ظرفیت من تا لبه ی جام رسیده ست لبریز تو ام ،بیشتر از حد مجازم تا مرز تنم لشگر اوهام رسیده ست ای منجی از آواز تو تاریخ رقم خورد پیچیده میان همه: بهرام رسیده است! #

 @sanam_nafe on Instagram photo April 8
31

👧 بابا مرا میان همین کوچه گم کن وُ دعوام کن که کار بدی باز کرده ام دعوام کن دوباره خودم را زمین زدم بر روی پشت بامم وُ نزدیک نرده ام ! من هیچ وقت دختر خوبی نبوده ام بی تو دویدم وُ خودم از جاده رد شدم باعث شدم که باز دل تو بلرزد وُ در آسمان هر کس وُ ناکس رصد شدم مظلوم وُ کودکانه نگاهت که می کنم شعری که می نویسم وُ افسوس می خورم انگار که خودت شده ام توی آینه می بینمت درون خودم، از تو می بُرم دعو

 @sanam_nafe on Instagram photo April 7
15

Telegram.me/sanamnafe قدردان عشقم که شاعرم کرد، قدردان تو که عاشقم کردی و قدردان زندگی که آنقدر جاریست که تا ابد فرصت پروانه شدن را از آدمی نمی گیرد...قدر دان واژه ی مرد،قدردان هم آغوشی ،هجران، زخم،رنج، خیانت، بیم و امید ... و چه زیباست، کسی که دوست داری کلمه به کلمه، شعر را مزه مزه کند و نفس به نفس، عشق را بو بکشد... فایل های صوتی آخری که در کانال گذاشته ام آخرین تجربه های زیست شاعرانه ی من اس

 @sanam_nafe on Instagram photo April 7
23

#رفیق_بازی_حق_مسلم_ماست همه چیز، خاطره ی صحبت ها، بوسه ها، هماغوشی پیکرهای دلداده ،همه چیز می گذرد ولی تماس ارواحی که یکدیگر را لمس کرده و در میان انبوه اشکال زودگذر، یکدیگر را شناخته اند، هرگز زدوده نمی شود. آنکس که در جهان یکبار سعادت آن را داشته است که با دوستی در یکرنگی کامل و بیحد بسر برده باشد، بالاترین شادی ایزدی را چشیده است چنان شادی ای که او را برای باقی عمر تیره بخت می سازد. ژان کریس

 @sanam_nafe on Instagram photo April 6
32

#امروز پیش چشمانت، غزل راه تعالی می شود ذهن من درگیر یک عشق خیالی می شود خانه ام حال و هوای سنتی می گیرد و طاقچه،جای گل و ظرف سفالی می شود طرح اندامت که دعوت شد به این تصویر ها همنشین کرسی و پشتی و قالی می شود مطمئن هستم که می خواهم تو را دیوانه وار پس چرا این جمله در ذهنم سوالی می شود؟ مطمئن هستم که می مانی ولی با هر نگاه بی سبب توی دلم انگار خالی می شود ترسهای لعنتی عمریست همراه من اند م

 @sanam_nafe on Instagram photo April 6
26

تو رو می شناسم ای شبگرد عاشق تو با اسم شب من آشنایی از اندوه تو و چشم تو پیداس که از ایل و تبار عاشقایی تو رو می شناسم ای سر در گریبون غریبگی نکن با هق هق من تن شکسته تو بسپار به دست نوازش های دست عاشق من ... به دنبال کدوم حرف و کلامی سکوتت گفتن تمام حرفااس #این ترانه،این ملودی،این صدا و اجرا انگار با عاشقانه های هر دوره ای هماهنگ است👇 #ایرج_جنتی_عطایی_واروژان_گوگوش @eshratmaleki

 @sanam_nafe on Instagram photo April 5
6

... میان خاطراتِمان تو را مرور می کنم عذاب را از این همه نوشته دور می کنم لباس امشب مرا خودت گرفتی از بهشت ببین که می درخشم وُ فرشته کور می کنم ! مطابق سلیقه ات شراب سرخ می خرم و موی رنگ تیره را دوباره بور می کنم ! نشسته ام درون یک سفینه ی فضایی و _ برای آسمانمان ستاره جور می کنم! برای دزدی از خدا چراغ قوّه ام شدی سیاهی محله را اسیر نور می کنم شبانه با سلاحی از نگاه و طبع شرقی ام تو را می

Popular Now

Mari @lovehome_5 on Instagram photo May 27
+ Board

セリアで見つけたマイヒット商品を トイレのディスプレイに活用している様子を先ほど更新したブログで記事にしています♡ イソップの容器デザインと相性が良い お気に入り♡ ご覧いただけたらうれしいです(*^-^*) ■【セリアのマイヒット商品!】 プチプライスで簡単にトイレをシンプル・ミニマムな海外インテリア風にする http://lovehome.blog.jp/archives/71094976.html #lovehomeinstafood #シンプル #シンプルライフ #simple #simplelife #白 #white #白い収納 #シンプルな暮らし #収納 #シンプル収納 #片づけ #整理 #ミニマリスト #ミニマム #minimum #モノトーン #白黒 #the収納 #トイレのディスプレイ #トイレ #海外インテリア #100

Игорь @garri200545 on Instagram photo May 27
+ Board

"В лавке у Бога". Однажды женщине приснился сон, что за прилавком магазина стоял Господь Бог. - Господи! Это Ты? - воскликнула она с радостью. - Да, это Я, - ответил Бог. - А что у Тебя можно купить? - спросила женщина. - У меня можно купить всё, - прозвучал ответ. - В таком случае дай мне, пожалуйста, здоровья, счастья, любви, успеха и много денег. Бог доброжелательно улыбнулся и ушёл в подсобное